تبلیغات
علمی - تمثیل روانشناختی
علمی
شنبه 3 بهمن 1388

تمثیل روانشناختی

شنبه 3 بهمن 1388

نوع مطلب :
نویسنده :هادی مكاریان

پادشاهی می‌خواست نخست‌وزیرش را انتخاب كند. چهار اندیشمند بزرگ كشور فراخوانده شدند. آنان در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان را گفت كه: «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یك جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی كه آن جدول را حل نكنید نخواهید توانست قفل را باز كنید. اگر بتوانید مسئله را حل كنید، می‌توانید در را باز كنید و بیرون بیایید».
پادشاه بیرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد، بلافاصله شروع به كار كردند. اعدادی روی قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به كار كردند.
نفر چهارم فقط در گوشه‌ای نشسته بود. آن سه نفر فكر كردند كه او دیوانه است. او با چشمان بسته در گوشه‌ای نشسته بود و كاری نمی‌كرد. پس از مدتی او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد، باز شد و بیرون رفت!

می‌خواست نخست‌وزیرش را انتخاب كند. چهار اندیشمند بزرگ كشور فراخوانده شدند. آنان در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان را گفت كه: «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یك جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی كه آن جدول را حل نكنید نخواهید توانست قفل را باز كنید. اگر بتوانید مسئله را حل كنید، می‌توانید در را باز كنید و بیرون بیایید».
پادشاه بیرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد، بلافاصله شروع به كار كردند. اعدادی روی قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به كار كردند.
نفر چهارم فقط در گوشه‌ای نشسته بود. آن سه نفر فكر كردند كه او دیوانه است. او با چشمان بسته در گوشه‌ای نشسته بود و كاری نمی‌كرد. پس از مدتی او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد، باز شد و بیرون رفت! و آن سه تن پیوسته مشغول كار بودند. آنان حتی ندیدند كه چه اتفاقی افتاد! كه نفر چهارم از اتاق بیرون رفته.
وقتی پادشاه با این شخص به اتاق بازگشت، گفت: «كار را بس كنید. آزمون پایان یافته است، نخست‌وزیرم را انتخاب كردم». آنان نتوانستند باور كنند و پرسیدند: «چه اتفاقی افتاد؟ او كاری نمی‌كرد، فقط در گوشه‌ای نشسته بود. او چگونه توانست مسئله را حل كند؟» مرد گفت: «مسئله‌ای در كار نبود. فقط نشستم و نخستین سؤال و نكته‌ اساسی این بود كه آیا قفل بسته شده بود یا نه؟ لحظه‌ای كه این احساس را كردم، فقط در سكوت مراقبه كردم. كاملاً ساكت شدم و به خودم گفتم كه از كجا شروع كنم؟ نخستین چیزی كه هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است كه آیا واقعاً مسئله‌ای وجود دارد، چگونه می‌توان آن را حل كرد؟ اگر سعی كنی آن را حل كنی تا بی‌نهایت به قهقرا خواهی رفت؛ هرگز از آن بیرون نخواهی رفت. پس فقط رفتم كه ببینم آیا در، واقعاً قفل است یا نه و دیدم قفل باز است».
پادشاه گفت: «آری، كلك در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. منتظر بودم كه یكی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن كردید؛ در همین جا نكته را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن كار می‌كردید نمی‌توانستید آن را حل كنید. این مرد، می‌داند كه چگونه در یك موقعیت هوشیار باشد. پرسش درست را او مطرح كرد




Foot Pain
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:13 ب.ظ
Keep on working, great job!
How do you get taller?
جمعه 13 مرداد 1396 06:59 ب.ظ
Everything is very open with a clear clarification of the challenges.
It was truly informative. Your website is very useful.
Thank you for sharing!
http://caronmismit.jimdo.com/2016/03/02/shoe-lifts-the-pros-answer-for-leg-length-imbalances/
یکشنبه 4 تیر 1396 07:50 ق.ظ
Thanks for finally writing about >علمی - تمثیل روانشناختی <Liked it!
jeanettebocchini.wordpress.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 10:40 ق.ظ
You really make it seem so easy with your presentation but I find this topic to be really something which I think I
would never understand. It seems too complicated and extremely broad
for me. I'm looking forward for your next post, I'll try to get the hang of it!
BHW
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 11:30 ب.ظ
My brother recommended I might like this website. He was entirely right.
This post truly made my day. You can not imagine simply how much time I had spent for this information! Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر